چکیده

علم آمار تقریباً در سال 1900 با مقاله کارل پیرسون در مورد کای ـ اسکوئر متحول شد. پیش از آن در دوران کتله، تحلیل داده‌ها و آمارهای مربوط به سرشماری، به سؤالات ساده ولی مهمی از جمله تعیین نسبت زنان به مردان، نرخ مرگ و میر و ... پاسخ می‌داد.با شروع قرن بیستم، به‌منظور پاسخ‌گویی به همان سؤال ساده، تمرکز و توجه بیشتری روی آمارها در مقیاسی کوچک‌تر صورت گرفت. نظریه‌پردازان قرن بیستم سعی در پاسخ‌گویی به همان سؤالات ساده با استفاده از مجموعه داده‌های کوچک داشتند. تاکنون این‌گونه آمارها و نظریاتی که در مورد آن وجود دارند به تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران کمک کرده تا بتوانند با استفاده از آنها تصمیم‌های صحیح‌تری اتخاذ کنند.بدیهی است که آمار و اطلاعات دقیق، مهم‌ترین ابزار برای تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران برای برنامه‌ریزی دقیق و صحیح با کمترین هزینه است؛ ولی آیا این روال برای آینده هم مناسب است؟ با توجه به اینکه تغییرات با سرعت بیشتری به‌وقوع می‌پیوندد و تغییرات فناوری و در پی آن تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکززدایی جوامع و نهادهای موجود که به‌دلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته است، تمایل روزافزون به جهانی‌شدن به همراه حفظ ویژگی‌های ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری از عوامل دیگر، لزوم داشتن درکی بهتر از «تغییرات» و «آینده» را برای دولت‌ها، کسب‌وکارها، سازمان‌ها و مردم ایجاب می‌کند. آینده‌نگری یکی از ابزارهای بسیار مؤثر و مفید در راستای یاری به تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران است که در مقیاس قابل ملاحظه‌ای قابلیت استفاده از علم آمار را دارد(محمودی، 1389).

دریافت متن کامل